السيد الخميني
110
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
است در دل مردم ، حالا كه يك راه نفسى براى خاطر همان اجتماعى كه كردهاند ، همان وحدت كلمهاى كه پيدا كردهاند ، حالا يك راه نفسى پيدا شده است و مردم عقدههاى پنجاه ساله را دارند حلش مىكنند ؛ و قيام براى خداست ، براى مصلحت مسلمين است ، براى اسلام است . تغيير تاريخ اسلام ، بزرگترين خيانت شاه شما ببينيد چه جنايت بزرگى [ است ] ، در تمام جنايتهايى كه اين مرد كرده است ؛ همهء خيانتهايى كه اين مرد كرده است ؛ از دادن نفت ما به خارج ، از خراب كردن وضع زراعت ما ، از خراب كردن فرهنگ ما ، از دست دادن حيثيت نظام ما ؛ همهء اينها را يك طرف بگذاريد ، قضيهء تغيير تاريخ را يك طرف . تغيير تاريخ اسلام به تاريخ گبرها « 1 » را شما اگر در يك طرف ترازو بگذاريد ، خيانتهاى اين آدم و جنايتهاى اين آدم و همهء چيزهاى ديگرى كه از دست دادهايم ما به واسطهء اين [ شخص ] ، در يك طرف بگذاريد ؛ اين اهميتش بيشتر است و گمان نكنيد كه اگر ملت مهلتش داده بود ، همين [ يك ] قدم بود ؛ اين همين است كه زرتشتيها ، به حَسَب آن زمانها ، زرتشتيها نوشتند . . . ، به شاه نوشتند : تا كنون كسى پيدا نشده است كه به اندازهء شما به مذهب ما خدمت بكند ! به مذهب زرتشتيها ، آتشپرستها خدمت بكند ! اين قدم اولش بود كه تاريخ را تغيير داد ؛ قدمهاى ديگرى داشت كه به حمد اللَّه ملت توى دهنش زد . حتى تاريخ را هم برگردانيد به نحو اول ! اين تودهنى كه الآن از اين ملت خورده است ، دارد يكى يكى اين پايههايى كه تا حالا بالا برده بود ، يكى يكى دارد خراب مىشود و شما بايد صبر كنيد ، بايد حوصله داشته باشيد ، و اينها يكى بعد از ديگرى خراب خواهد شد . قضيهء « حزب رستاخيز » با آن بساطى كه ايشان در اين چند سال راجع به حزب رستاخيز درست كرد و آن قدر ثناخوانى براى خودش كرد و خلاف قانون هم بود ، و ليكن خوب ايشان كرد - اينكه قانون نمىفهمد - و اعلام كرد كه هر كس كه وارد حزب رستاخيز شد ، شد ؛ هر كه نشد ، تذكرهاش را بگيرد و
--> ( 1 ) - اشاره به سلسلههاى شاهنشاهى قبل از اسلام كه مجوس بودند .